مرجع تخصصی هیات

محبوب ترین مطالب

آخرین مطالب

سعید حدادیان/اشعار/شهدا و دفاع مقدس/یادم آمد محرّم آن‌ سال

شهدا و دفاع مقدس

یادم آمد محرّم آن‌ سال
عشق با ما قرار تازه گذاشت

حکم آماده باش لغو شد و
هیچ‌کس میل بازگشت نداشت

******
دسته‌ی دوستان اهل ادب
تحت فرمان شاعری بودند

همگی اهل یک حسینیه
تعزیه‌خوان ماهری بودند

******
خیمه‌سوزان عصر عاشورا
همه آتش شدند، آه شدند

دوستان تعزیه‌خوان
گل میدان صبح‌گاه شدند

******
چند روزی گذشت و شکر خدا
حکم آماده‌باش هم آمد

روح از جسم و هوش از سر برد
بوی عطری که از حرم آمد

******
شب حمله به حکم فرمانده
اهل آن دسته انتخاب شدند

اولین راهیان آن میدان
پیشتازان فتح باب شدند

******

شب دل‌دادگان دریادل
شب رزمندگان عاشق بود

گریه‌ی آن‌شب مخالف‌خوان
با معین‌البُکا مـوافق بود

******

همه با حمله‌های برق‌ آسا
وسط معرکه درخشیدند

بعد یک عمر تعزیه خواندن
کربلا را به چشم خود دیدند

******
آن‌که نقش امام را می‌خواند
با ابالفضل و با علی‌اکبر

تانک‌ها را در آتش افکندند
لرزه افتاد بر تن لشکر

******
در تب پیچ‌ و‌ تاب پیشروی
عده‌ای در محاصره ماندند

همه با هم در آخرین اجرا
زخمی و تشنه‌لب رجز خواندند

******

دیدی ای دل که تعزیه‌خوانان
پیش فرمانده روسپید شدند

زیر باران آتش دشمن
همه جز یک نفر شهید شدند

******

دیده‌بانان به چشم تر دیدند
آخرین پرده بود بی‌پرده

سر نعش حسین تعزیه‌خوان
شمر با گریه آب آورده

******
بعد سی‌سال آن مخالف‌خوان
به رفیقان هم‌قسم پیوست

به مریدان حضرت زینب
به شهیدان آن حرم پیوست

******
روز تشییع پیکرش دیدند
اشک از چشم آسمان آمد

در حسینیه ولوله افتاد
تا صدای سکینه‌ خوان آمد

******
نسخه‌ی تعزیه ورق می‌خورد
شکوه با پیکر برادر بود

سر این صحنه شد به پا محشر
تن پاک شهید، بی سر بود