عید مبعث
صدای وحی میرسد به گوش احمد امین
صدا بلندتر شود برای بار دومین
زمان به شوق میدود، سکوت میکند زمین
بخوان به نام خالقت که هست رکن دین همین
بخوان و سرفراز کن قبیلهی قریش را
مژده بده سلسلهی جلیلهی قریش را
******
غار حرا منوّر از جمال کبریاییاش
امین وحی هم شده واله دلرباییاش
منتخب خدا شده شکوهِ مصطفاییاش
محور مهربانی است سینهی خداییاش
سلام میکند به او، خدا و جمله خلقتش
زبان گرفته آسمان، مبارک است بعثتش
******
شبهه جزیرهای شده مفتخر از کلام حق
کویر تشنهای شده لبالب از پیام حق
به دست مصطفی ببین سلسلهی زمام حق
مژده دهد نبی حق، به اولین امام حق
که ای شکوه نام تو جذبهی هر سخن علی!
منم رسول خاتم و تویی وصی من علی!
******
عبد مناف! فخر کن به آدم ابوالبشر
عبدمطلّب از شرف، تاج گذار روی سر
گشته یتیم مکه بر امت ماسوا پدر
کاش که بود آمنه کنار این پیامبر
به مادرش سلام حق؛ به همسرش سلام حق
خدیجهای که سر نزد لحظهای از کلام حق
******
خموش ای سخنوران! ناطق وحی آمده
فضل تمام انبیا از این جناب سر زده
آیهی “لا اله” را بخوان میان بتکده
مگر که نور حق دمد به قلبهای یخ زده
اگر چه از یهودیان به او عذاب میرسد
از آن وجود مهربان صبر و ثواب میرسد
******
خُلق عظیم او دهد پاسخ صد ابولهب
به جز خدا، به جز دعا، نیاوَرَد به روی لب
به صبح روزه گیرد و به شب کند نماز شب
به حیرتاند مشرکان از این وقار و این ادب
که در جواب آن همه بی ادبی به محضرش
کند عیادت از کسی که شعله ریخت بر سرش
******
مردم غم رسیده را، مرهم قلب و جان شود
به نور عقل و راستی، حامی دختران شود
مدعی برابری به مردم جهان شود
چشم کِشد بلال او که لحظهی اذان شود
صدای خشک و خستهای نوای عشق سر دهد
چو آفتاب جلوهای به چهرهی سحر دهد
******
بَردهی رنج دیده را به اوج آسمان بَرد
عقیدههای شوم را ز خاطر زمان بَرد
به هر کجا که میرود طراوت جنان بَرد
به گوشهی تبسمی دل از بهشتیان بَرد
معجزهی نگاه او به قلب مرده جان دهد
لحن سلامِ گرم او سرشت را تکان دهد
******
شیوهی جذبکردنش رسالتیست دیدنی
به کودکان کند سلام حالتیست دیدنی
رو به خدا که میکند عبادتیست دیدنی
او و خدیجه و علی، جماعتیست دیدنی
دو آفتاب و یک قمر نور دهد حجاز را
کعبه به خود ندیده است این چنین نماز را
******
ببین یگانهی بشر قامت خود دوتا کند
ببین علی نوجوان به دوست اقتدا کند
ببین خدیجه این دو را رهبر و مقتدا کند
بگو به دشمن نبی اقامهی عزا کند
از این سه نورِ متصل بقای دین داور است
مثلثی که محورش فاطمهی مطهر است
******
جان به فدای احمد و هجرت بی نظیر او
گشوده شد مسیر دین به سعی چشمگیر او
ببین به لیلة المبیت، کوشش وزیر او
علی که در مباهله بیان شده غدیر او
برای ختم الانبیا همیشه جان نثار شد
علیست جانشین او؛ نه آنکه یار غار شد
******
غدیر برکهای بُود ز چشمهسار بعثتش
مدینه قبله گاه شد از آفتاب هجرتش
ظهور مهدیاش شود ادامهی نبوتش
کوفه زمان مهدی است مرکز حکومتش
طلوع نور مهدی است آفتاب سرمدی
به دست او جهان شود مدینهی محمدی