شهادت امام صادق (ع)
آتش زهر جفا افتاد تا بر پیکرش
پارهپاره شد دل خونین و محنتپروَرَش
زهرهکین شیرازهی عمر شریفش را گسست
آنکه گُل میریخت در علم و وفا از دفترش
حاجتی بر آتش زهر جفا دیگر نبود
کز غم زهرای اطهر سوخت ازپا تا سَرَش
یاد کرد از نالههای مادر و دیوار و دَر
تا که دشمن زد شرار غم به دیوار و دَرَش
گاه میان شعلهها گفتا منم پورخلیل
گاه ناله زد به یاد نالههای مادرش
راز قتل مادرش را چون که پرسیدند گفت:
با غلاف تیغ کینه کرد گلچین پرپَرَش
گاه از غمهای مادر گه ز داغ کربلا
شعلهور شد جان او از آتش چشم تَرَش
از نماز و از شفاعت گفت با مردم سخن
در میان بستر و روز وداع آخرش
ای «وفایی» هستی از عطر وجودش باصفاست
دست گلچین ستمگر کرد گرچه پرپَرَش