مرجع تخصصی هیات

محبوب ترین مطالب

آخرین مطالب

علیرضا خاکساری/اشعار/عیدغدیر/باید از آقایی آقای عالم شعر گفت

عید غدیر

باید از آقایی آقای عالم شعر گفت
باید از عید غدیر خم دمادم شعر گفت

این ولایت، این امامت از ازل حق علی‌ست
تا ابد باید از این حق مسلم شعر گفت

روشن است امر ولایت‌عهدی او مثل روز
وای بر هرکس که غفلت کرد و مبهم شعر گفت

از خدای مهربان خود مدد باید گرفت
از بزرگی‌های مولای مکرم شعر گفت

لافَتی الّاعلی… یعنی برای مرتضی
نه فقط امثال من، حتی خدا هم شعر گفت

روز محشر که شود همواره حسرت می‌خورَد
شاعری که از امیرالمؤمنین کم شعر گفت

هم غزل را سوی چشمانش هدایت می‌کنم
هم دوباره از غدیر خم روایت می‌کنم

******

از جهاز اشتران وقتی که منبر ساختند
در کنار برکه‌ای صحرای محشر ساختند

مستمع از مرد و زن، پیر و جوان گرد آمدند
هیأتی را دور تا دور پیمبر ساختند

پیرو “مَن کُنتُ مَولاه “رسول الله بود
امت اسلام را در بند رهبر ساختند

از غَزالی و بُخاری تا امینی‌های ما
سطرها در مدح این آقا مکرر ساختند

هرکسی را که نباید گفت امیرالمؤمنین
این لقب را مطلقاً مخصوص حیدر ساختند

دین ندارند آن کسانی که علی را نزد خود
با فلانی و فلانی‌ها برابر ساختند

هم امیرالمؤمنین با حق و هم حق با علی‌ست
من که ایمان دارم اصلاً اسم اعظم یا علی‌ست

******

نه که از امروز إذنِ بر امامت داشته
پیش از این بر عالم و آدم ولایت داشته

نوح، ابراهیم، موسی ،یوسف و عیسی مسیح
برتمام تک تک اینها زعامت داشته

آفرینش با نگاه مهر او آمد پدید
نقش بی‌اندازه‌ای در امر خلقت داشته

بوتراب‌اش خوانده‌اند و به همین علت فقط
شیعه‌ی اثنی عشر میل به تربت داشته

در نمازش هم ز حال سائلش غافل نشد
بیشتر از فقر مسکینش سخاوت داشته

بعد از این باید حماسی از “ولی” تعریف کرد
از شکوه پهلوانیِ علی تعریف کرد

******

با رجزهایش میان دشت طوفان می‌شود
خم به ابرو آورد، عالم پریشان می‌شود

فاتحه سر می‌دهد دشمن میان معرکه
حضرت شیر خدا وقتی نمایان می‌شود

دستمال زرد را وقتی که می‌بندد به سر
زور بازوی یداللهی دوچندان می‌شود

ذوالفقارش را نخواهد کرد خرج هر کسی
لشکری تنها شکار تیر مژگان می‌شود

آستین بالازند حتماً قیامت می‌کند
از صدای غرّش‌اش مرحب هراسان می‌شود

می‌کَنَد در را بدینگونه که در پس‌لرزه‌اش
با نسیم صبحگاهی قلعه ویران می‌شود

آن قَدَر سر می‌زند، سر می‌زند، سر می‌زند
دشمنش نه! قابض الارواح حیران می‌شود

می‌شود یک تن مگر باشد حریف صد نفر!!؟؟
آن یکی باشد اگر حیدر، به قرآن می‌شود

من که از نسل غدیرخم، یکّه‌تازی می‌کنم
باز هم با نام آقا عشق‌بازی می‌کنم

******

هم‌صدا تسبیح با سجاده می‌گوید علی
زاهد جامانده بین جاده می‌گوید علی

میکده از بوی ساقی پر شد و هر صبح و شام
هر کسی سر می‌کشد از باده می‌گوید علی

“یاعلی” از جا بلندم می‌کند در مشکلات
بی‌گمان هرکه ز پا افتاده می‌گوید علی

جرج جرداق مسیحی سینه چاک حضرت است
هرکسی که بر علی دل داده می‌گوید علی

هرکه هرچه بر لبش دارد به ما مربوط نیست
در اذان ما مؤذن‌زاده می‌گوید علی

ذکر عالم یک طرف، تسبیح زهرا یک طرف
حضرت زهرا چه فوق‌العاده می‌گوید علی

هرچه دارم را فدای خاک پایش می‌کنم
آن قَدَر خوب است که بابا صدایش می‌کنم

******

دست و دلبازی که نامش می‌بَرَد دل، مرتضی‌ست
سفره‌دار مهربان هر چه سائل مرتضی‌ست

از گره‌هایی که می‌افتد به کارم غصه نیست
آن که برخیزد به قصد حل مشکل مرتضی‌ست

نزد او در منزلت سلمان و قنبر واحد اند
اولین و بهترین مولای عادل مرتضی ست

بی ولایت حج و خمس و روزه‌ها بی‌فایده‌ست
اولین توضیح توضیح‌المسائل مرتضی‌ست

در شب معراج از فرشِ زمین تا بامِ عرش
میزبان مصطفی منزل‌به‌منزل مرتضی‌ست

آن کسی که قل هوالله احد در شأن او
بر رسول الله خاتم گشت نازل مرتضی‌ست

نقطه‌ی اسرار تحت باء بسم االله اوست
حجت الله و یدالله و ولی الله اوست

******

حرف حق می‌زد زبان ناطق سیدعلی
وامدارت بود عمری منطق سیدعلی

مطمئن هستم تو مهرش را به دل انداختی
این چنین یک عمر بودم عاشق سیدعلی

امت بیدار را باشد امامی مقتدر
امت مبعوث باشد لایق سیدعلی

بار دیگر شیعیان‌ات فتح خیبر می‌کنند
در مسیر وعده‌های صادق سیدعلی

بی‌گمان محتاج لطف توست سیدمجتبی
ای امام مهربان مشفق سیدعلی

با تو بودن یاعلی‌جان! ضامن امنیت است
جای نسل پاک تو روی سر این امت است