شهادت امام جواد (ع)
ای حجرهات غریبترین جای این جهان
در قتلگاهت… آه… کسی نیست روضه خوان،
جز مادری جوان که ز جان آه میکشد
هنگام دست و پا زدنت با قدی کمان
بغداد شد مدینه و مردی که باز هم
در خانهاش ز کینۀ همخانه داد جان
جعده است ام فضل و تو هم مجتبی ولی
آن پستتر از این و تو مظلومتر از آن
آنقدر بی کسی که به دستور همسرت
مشتی کنیز مست که رقاص و شادمان،
با سوز نالههای تو بر طبل میزنند
تا نشنوند داد دلت را در آن میان
اما برای اینکه نسوزد تنت ببین
از مشهد آمدند تمام کبوتران
آه از تنی که زیر شررهای آفتاب
پوشیده بود پیکرش از نیزه و سنان