هتک حرمت مقدسات اسلامی
این است بعثتی که به اَللهُ اکبرَش
مبعوث شد دوباره ندای پیمبرَش
گویا که ذوالفقار، بُرون از غلاف شد
ای جان فدای ملت و فریادِ حیدرش
وحی آمده؛ فَصَلَّ لِرَبِّک، نماز کن!
وَانحَر، به حکمِ سوره و آیاتِ کوثرش
جان بر کف است، نسلِ حسینی و زینبی
کربوبلاست خطِّهی ایران، سراسرش
ملّت کشیده صف، به خیابانِ کربلا
حتی اگر گلوله ببارَند، بر سرش
پیروزِ صحنه، ملّتِ ایرانِ فاطمیست
پیداست، صحنِ مسجدُالاَقصی برابرش
******
حرف از مذاکره وسطِ جنگ، سازش است
هنگامِ صلح نیست، در ایران و لشکرش
چیزی نمانده، تا به شکستِ معاویه
بگذار کارِ خویش کند، مالک اَشترش
از جانبِ ولیِّ خدا، موضعی مَگیر
رهبر مسلّط است، به اوضاعِ کشورش
آبِ زلال را، چه گِلآلود میکنی؟!
بَرهَم مَزن، جنودِ خدا را به محضرش
از صحبتِ مذاکره، دل خستهایم ما
شَرمی کنید، از شهدا تا به رهبرش
از تنگهی اُحد، که نباید عقب نشست!
عبرت بگیر، از دلِ تاریخ و دفترش
دنیا! بدانکه تنگهی هرمز، از آنِ ماست
این آب و خاک، حافظِ دین است و سنگرش
ایران، عراق، سوریه، لبنان و غزّه نیز…
خطِّ مُقدَّمند، به تَسخیرِ خِیبرش
رزمندگان، مُنادیِ فتحِ نهائیاَند
رهبر روَد قدم به قدم، پشتِ سَرورش
تیغیست، از نیامِ علی آمده بُرون
دستِ ولیِّ ماست بهدستانِ حیدرش
فرماندهیِّ کلِّ قوا کیست؟ مجتبی
نصرِ قریب، میرسد از جَدّ اطهرش
تنها نمانده رهبرِ با اقتدارِ ما
والله یارِ اوست، دعاهای مادرش
ما ملّتِ امام حسینیم، تا ابد
اُمّت مطیعِ محضِ امام است و رهبرش
سر میدهیم همچو حسین، آب و خاک نه
عباسوار پای علم، تا به آخرش
با رهبر شهید، چنین عهد بستهایم
دل خستهایم و منتقمِ جسمِ پَرپرش
مائیم لشکرِ شهدا، لشکرِ حضور
در انتظارِ یار و جمالِ منوّرش
عطرِ ظهور میرسد از این دیارمان
نزدیک شد، زیارت روی مطهّرش
روزیکه تکیه بر حرمِ کعبه میزند
گوید سخن، ز تشنگیِ جدّ بیسرش
افشا کند؛ اَنَابنُ حسینِ شهید را
با روضههای عمّهی گریان و مضطرش